در بازار رقابتی امروز، موفقیت کسبوکار به این وابسته است که بدانید «مشتری واقعی چه کسی است». بازاریابی هدفمند یا تارگت مارکتینگ به شما کمک میکند منابع را دقیقتر مصرف کنید، پیامهای موثرتر بسازید و محصول یا خدمات خود را دقیقا مطابق نیاز گروهی طراحی کنید که بیشترین احتمال را برای خرید دارند.
نتیجه این رویکرد، کاهش هزینه جذب مشتری، افزایش بازگشت سرمایه و ایجاد مزیت رقابتی پایدار است. اگر میخواهید بازاریابیتان از حدس و آزمونوخطا فاصله بگیرد، شناخت بازار هدف، نقطه شروع است. در ادامه با ما همراه باشید تا با صفر تا صد تارگت مارکتینگ آشنا شوید.
تعریف بازار هدف چیست؟
بازار هدف، گروه مشخصی از مصرفکنندگان بالقوه است که کسبوکار تصمیم میگیرد محصول یا خدمت خود را برای او طراحی و تنظیم کند. در واقع، آن محصول یا خدمت توسط این افراد بیشترین احتمال تقاضای خرید را دارد و شما علاقه دارید این افراد، خریدار شما باشند. این افراد بر اساس ویژگیهای قابل اندازهگیری مانند سن، جنسیت، درآمد، مکان زندگی، سبک زندگی و تعاملات دیجیتالی تعیین و توصیف میشوند.
تعیین بازار هدف باید با استفاده از دادههای معتبر، استراتژی دقیق و بودجه مدنظر سازمان صورت گیرد و نه براساس حدس و گمان؛ زیرا تمام تصمیمات درباره محصول، قیمتگذاری، توزیع و پیامرسانی با توجه به آن صورت میگیرند.
بازار هدف باید بهاندازه کافی بزرگ، قابل اندازهگیری، قابل دسترسی و قابل عمل باشد تا بتوانید برای آن استراتژی بازاریابی تعیین کنید و بفهمید آیا ارزش سرمایهگذاری دارد یا خیر.
مثالی از بازار هدف؛ یک نمونه واقعی از تعیین آن
برای مثال ممکن است که شما تولیدکننده و فروشنده کفش ورزشی رانینگ بهصورت آنلاین باشید. برای تعیین مخاطب هدف اولیه خود میتوانید بر اساس این نمونه اقدام کنید:
- جنسیت: زن و مرد؛
- سن: بین 18 تا 40 سال؛
- مکان: شهرهای بزرگ؛
- رفتار: دوندگان و علاقهمندان به سبک فشن اسپرت و راحت؛
- درآمد: متوسط به بالا؛
- ارزش/نیاز: راحتی، استایل مدرن و علاقهمند به خرید آنلاین.
این ترکیب فراتر از یک دموگرافیک ساده است و باید رفتار و روانشناسی مشتری را هم دربرگیرد.
تارگت مارکتینگ (بازاریابی هدفمند) چیست؟
تارگت مارکتینگ (Target Marketing) عبارت است از یک فرآیند سازمانیافته که با استفاده از تقسیمبندی بازار، یک یا چند بخش مهم و نیازمند را شناسایی و پیشنهادات، قیمت، کانال توزیع و بازاریابی خود را برای همان بخش طراحی میکند. در اینجا بهجای تلاش برای جذب کل بازار، یک بازار مشخص تعیین میشود تا منابع بازاریابی برای کسب بیشترین بازدهی به همان بخش اختصاص یابند.
یکی از چارچوبهای استاندارد برای این فرآیند، مدل STP (Segmentation – Targeting – Positioning) است. این روش، ابتدا بازار را بخشبندی میکند، سپس بخشهای مناسب را مورد هدف قرار میدهد و در نهایت، پیامی را میسازد که بتواند مخاطب را قانع کند.
مراحل مختلف تارگت مارکتینگ؛ نقشه راه هدفگیری بازار از صفر تا صد
برای تسلط بر بازار، نیاز است تا با مراحل تارگت مارکتینگ بهطور دقیق آشنا شد.
1. مرحله شناسایی بازار
اولین اقدام باید تحقیق و تحلیل بازار باشد. درک درست و کامل از بازار موجب میشود تقسیمبندی موثرتری داشته باشید. دادههای کمی (فروش، آنالیتیکس و CRM) و دادههای کیفی (مصاحبه، نظرسنجی و گروههای کانونی) به شما کمک میکنند تا بفهمید مشتریان فعلی چگونه رفتار میکنند و چه نیازها و شکافهایی در بازار وجود دارد.
2. مرحله بخشبندی بازار
با استفاده از معیارهای مختلف باید بازار تقسیم شود و تعریف هریک از معیارها مشخص شود. این معیارها شامل موارد زیر است:
- تقسیمبندی جمعیتی: شامل سن، جنسیت، درآمد و تحصیلات؛
- تقسیمبندی جغرافیایی: شامل مناطق، آبوهوا، شهری یا روستاییبودن؛
- تقسیمبندی روانشناختی: شامل سبک زندگی، ارزشها و علایق؛
- تقسیمبندی رفتاری: شامل رفتار و الگوی خرید، وضعیت کاربر و وفاداری مشتری.
تمرکز نباید صرفا بر مشخصات سطحی باشد؛ بخشهایی که رفتار مشتری ممکن است تغییر کند یا نیاز او برآورده نشده است هم باید مورد بررسی قرار گیرند تا دقیقتر رفتار مشتری پیشبینی شود.
3. مرحله ارزیابی و انتخاب بازار هدف ( Target Marketing)
در این مرحله باید یک یا چند بازار را تعیین و از آنها برای برنامه بازاریابی استفاده کنید. باید معیارهایی مانند قابلیت رشد، سودآوری، اندازهگیری، دسترسی و همسویی با اهداف و نقاط قوت شرکت محاسبه شوند و بعد بر اساس نتایج، بازاری انتخاب شود که بهترین نسبت را میان هزینه جذب مشتری (CAC) و ارزش طول عمر مشتری (LTV) ارائه میدهد.
4. مرحله موقعیتیابی و تعیین جایگاه رقابتی
کسبوکارها باید در اینجا تصمیم بگیرند که چگونه برای دستیابی به بازار هدف خود برنامهریزی کنند. برای این کار باید دو موضوع را در نظر بگیرید: ارزش پیشنهادی و مزیت رقابتی برای هر بازار.
یکی از روشهای پرکاربرد برای این مرحله، استفاده از نقشه ادراکی برای مقایسه خود با رقباست. در این نقشه باید محورهایی مانند قیمت، کیفیت، نوآوری و سادگی را بررسی و مقایسه کنید. باید مطمئن شوید که برند شما دارای یک نقطه تمایز نسبت به دیگر رقباست و چیز منحصربهفردی ارائه میدهد. این تمایز به انگیزه خریدار برای خرید تبدیل خواهد شد؛ زیرا هیچکس دیگر نمیتواند آن را ارائه دهد.
5. مرحله طراحی و توسعه آمیخته بازاریابی
آمیخته بازاریابی، مجموعهای از ابزارهای بازاریابی است که کسبوکارها با درهمآمیختن آنها میتوانند پاسخگوی بازار هدف خود باشند. آمیخته بازاریابی دارای دو مدل معروف است: P4 و P7.
- مدل P4: شامل 4 معیار محصول، قیمت، توزیع و تبلیغ است.
- مدل P7: شامل سه معیار مردم، فرآیند و شواهد فیزیکی است.
در واقع آمیخته بازاریابی، یک نقشه راه است که اگر درست ترسیم شود، میتواند بازار هدف را دقیقتر جذب کند و موفقیتی پایدار بهدنبال داشته باشد.
6. مرحله پیادهسازی، تست و بهینهسازی
با توجه به تارگت مارکتینگ ترسیمشده لازم است برای تست و استفاده از آن اقدام کنید. برای نمونه میتوانید کمپینهای کوچک برای تست صفحات لندینگ، ایمیلها و تبلیغات اجرا کنید و معیارهای مشخصشده را بسنجید.
7. مرحله نظارت و بازنگری استراتژیک
بخشهای مختلف را باید هر 6 تا 12 ماه بازنگری کنید تا با تغییر رفتار بازار هماهنگ شوید. یک بازاریابی هدفمند باید پویا باشد و با دادههای واقعی و معتبر بهروزرسانی شود.
دلیل اهمیت بازار هدف یا تارگت مارکتینگ؛ چرا انتخاب دقیق مخاطب حیاتی است؟
بازار هدف مثل قطبنما برای کسبوکار عمل میکند؛ بدون آن، برندها در دریای وسیع مشتریان گم میشوند.
-
افزایش اثربخشی تبلیغات و نرخ تبدیل
هر چقدر به بازار هدف دقیق نزدیکتر شوید، شانس بیشتری برای تبدیل افراد به مشتری و خرید وجود خواهد داشت. پیامهایی که به زبان و نیاز مشتری نزدیک باشند، از هدررفت بودجه در بازاریابی جلوگیری میکنند و اثر مستقیمی بر کارایی کمپینها خواهند داشت.
-
بهینهسازی هزینهها و افزایش ROI
هدفگذاری دقیق باعث میشود بودجه تبلیغات صرف جذب مخاطبی شود که بیشترین ارزش را ایجاد میکند و این یعنی CAC (هزینه جذب مشتری) پایینتر و ROAS (برگشت هزینه تبلیغات) بالاتر.
-
بهبود تجربه مشتری و وفاداری او
شخصیسازی پیامها و پیشنهادات باعث تجربه خرید مرتبطتر و لذتبخشتری برای مشتری میشود و نرخ CLV (ارزش طول عمر مشتری) را در بلندمدت افزایش میدهد.
-
تصمیمگیری و قیمتگذاری مبتنیبر واقعیت
شناسایی دقیق بازار هدف به کسبوکار کمک میکند ویژگیها، بستهبندی و استراتژی قیمتگذاری خود را بر اساس انتظار و حساسیت آن بازار تنظیم کند؛ نه بر اساس پیشفرضهای داخلی.
انواع بازاریابی هدفمند؛ 5 روش موثر برای هدفگیر مشتریان
تارگت مارکتینگ در چندین دسته مختلف و مهم تقسیمبندی شده است.
1) تقسیمبندی بر اساس دموگرافیک
معیارهایی مانند سن، جنسیت، درآمد و تحصیلات در این دسته اثرگذار هستند و برای محصولات و خدمات با حساسیتهای واضح به مشخصات جمعیتی مناسب است.
2) تقسیمبندی بر اساس ویژگیهای جغرافیایی
در این روش، هدفگیری بر اساس کشور، شهر و حتی فروشگاه محلی و خردهفروشیهاست. ابزارهایی مانند اینستاگرام، تلگرام و فیسبوک، امکان اجرای این هدفگیری را فراهم میکنند.
3) تقسیمبندی بر اساس ویژگیهای روانشناختی
باید بررسی شود سبک زندگی، ارزشها، علایق و شخصیت مشتری مدنظر چیست. این موضوعات بهویژه در پیامهای تبلیغاتی احساسی و ارزشی تاثیرگذار هستند.
4) تقسیمبندی بر اساس ویژگیهای رفتاری
این معیار بر اساس تعاملات واقعی کاربر در صفحات گوگل، سبد خرید و سابقه خرید او بررسی میشود و برای اتوماسیون فروش و هدفگیری مجدد مناسب هستند.
5) تقسیمبندی بر اساس جمعیتشناسی سازمان
جمعیت شناسی سازمانی (Firmographic)، متغیرهایی مانند صنعت، اندازه سازمان، درآمد و نقش تصمیمگیرنده هستند و این روش برای B2B مناسب است.
استراتژیهای بازار هدف؛ از بازاریابی انبوه تا شخصیسازیشده
چهار دسته استراتژی اصلی و کاربردی برای بازاریابی هدفمند وجود دارند.
· استراتژی بازاریابی غیر متمایز (بازاریابی انبوه)
در این رویکرد، بازار بهعنوان یک گروه همگن در نظر گرفته شده و پیام یا محصولی واحد برای همه ارائه میشود؛ یعنی تقسیمبندی بازار نادیده گرفته میشود و هدف، گسترش دامنه پوشش است. این روش، مناسب برای محصولاتی است که نیاز مشترک و عمومی هستند؛ مانند کالاهای خوراکی یا شویندهها. مزایای این روش شامل موارد زیر است:
- دسترسی و پوشش وسیع بازار؛
- پیامرسانی ساده و مقیاسپذیر؛
- هزینه پایینتر طراحی محصول.
اما مشکل این روش این است که در بازارهای رقابتی مانند تکنولوژی کارایی ندارد و رقبا با هدفگیری دقیق، سهم شما را خواهند گرفت.
· استراتژی بازاریابی متمایز (هدفگیری چندبخشی)
در این روش، چند بازار مختلف شناسایی میشوند و برای هریک، پیام جداگانه و خاصی ارسال میشود؛ یعنی همزمان چند بازار هدف با آمیخته بازاریابی متفاوت پوشش داده میشوند.
این روش برای زمانی موثر است که بازار با نیازهای متفاوت روبهرو است و کسبوکار توانایی تحقیق، توسعه و اجرای بازاریابی برای همه آنها را دارد. مزایای این روش شامل این موارد است:
- تنوع منابع درآمدی؛
- افزایش وفاداری مشتریان و کاهش تاثیر رقبا؛
- امکان شخصیسازی محصول و خدمت برای هر بازار.
اما این روش، هزینه و زمان زیادی را از سازمان خواهد گرفت و نیاز به منابع قوی برای تست و بهینهسازی دارد.
· استراتژی بازاریابی متمرکز (بازاریابی تخصصی)
این روش کاملا متمرکز بر چند بخش خاص و کوچک با نیازهای ویژه و متمایز است و تمام منابع کسبوکار برای تسلط در همان بخش هزینه میشوند. وقتی کسبوکار بخواهد در یک حوزه خاص رهبر بازار باشد یا منابع محدود دارد، این روش برای او مناسب خواهد بود. یک نمونه این روش، سی آر ام آنلاین است که خدمات خود را در زمینه بازاریابی هدفمند متمرکز کرده و در این بخش رهبر است. مزایای بازاریابی متمرکز شامل این موارد است:
- امکان ارائه ارزش بسیار متمایز و دقیق؛
- ایجاد وفاداری مشتری و شهرت در یک حوزه تخصصی؛
- رشد و سودآوری بالا در صورت ارائه خدمت و محصول باکیفیت.
یکی از معایب این روش این است که اگر تقاضا در آن حوزه متمرکز کاهش پیدا کند، کسبوکار در معرض آسیب قرار خواهد گرفت.
· استراتژی بازاریابی سفارشی ( بازاریابی تکبهتک)
در این رویکرد، محصولات یا خدمات دقیقا برای همان مشتری خاص مطابق با نیازهای ویژه او طراحی میشود. این روش معمولا در معاملات با ارزش بالا و بازارهای B2B دیده میشود.
این روش، مناسب زمانی است که ارزش هر مشتری بسیار بالاست و قابلیت پرداخت حق سرویس بیشتر وجود دارد؛ یا وقتی محصول و خدمت باید با خواسته مشتری تطبیق پیدا کنند. مزایای بازاریابی سفارشی شامل این موارد است:
- رضایت و وفاداری بسیار بالا؛
- روابط طولانیمدت و سودآور.
اما این روش بسیار پرهزینه و زمانبر است و نیاز به منابع انسانی و عملیاتی بالایی دارد. همچنین، ریسک وابستگی به چند مشتری محدود را زیاد میکند.
چگونه تارگت مارکت (بازار هدف) محصولم را پیدا کنم؟
فرآیندی کاربردی و قابلسنجش که برای یافتن Target Marketing پیشنهاد میشود، شامل این مراحل است.
1) بازتعریف ارزش پیشنهادی
اولین پرسشی که باید از خود کنید، این است که «این محصول چه نیازی را از افراد برطرف میکند؟». این پرسش، هدایتگر شما در مراحل بعدی بازاریابی خواهد بود.
2) تحلیل مشتریان کنونی
با استفاده از CRM و آنالیتیکس مشخص کنید الگوهای خرید، صفحات پرطرفدار و مسیر تبدیل چه مواردی هستند. این موارد، اطلاعات واقعی درباره مشتریان شما هستند و سادهترین راه کشف بازار هدفاند.
3) ایجاد و اعتبارسنجی پرسونای افراد
برای ساخت یک پرسونای کاربردی و دقیق، باید از دادههای کیفی و کمی در کنار هم استفاده و سپس، پرسوناهای خود را در کمپینهای کوچک آزمایش کنید.
4) آزمون با لندینگپیجهای هدفمند
برای هر بخش، یک صفحه هدف با پیام اختصاصی و CTA اجرا کنید و نرخ تبدیل و هزینه جذب را بسنجید. این تستها، سریعترین راه تایید فرضیههای بازاریابی شماست.
5) محاسبه سودآوری هر بخش
معیارهای CAC (هزینه جذب مشتری) و LTV (ارزش وفاداری مشتری) را برای هر بخش محاسبه کنید و فقط بخشهایی را برگزینید که سودآور هستند و CAC معقولی دارند.
6) مقیاسگذاری تدریجی و بازنگری
نسبت به بخشهای برتر مقیاس دهید و بهطور مداوم و دائمی بر KPI (شاخص کلیدی عملکرد) نظارت داشته باشید.
روشهای شناسایی مشتریان هدف در تارگت مارکتینگ؛ ابزارها و تکنینکها کاربردی
شناخت مشتریان هدف مثل پیداکردن کلید طلایی برای بازکردن درهای موفقیت کسبوکار است. وقتی بدانید دقیقا چه کسانی مخاطب شما هستند، میتوانید محصول، پیام و تجربهای بسازید که آنها را جذب کند و وفادار نگه دارد. ابزارهایی مثل تحقیقات بازار، تحلیل رقبا، بررسی رفتار کاربران در وبسایت، تحلیل دادههای CRM و دستهبندی مشتریان بر اساس سفر خرید، پایه اصلی این فرآیند هستند.
در این میان بسیاری از کسبوکارهای فعال در شبکههای اجتماعی با این سوال روبهرو میشوند که تارگت در اینستاگرام چیست و چگونه میتوان از دادههای این پلتفرم برای انتخاب دقیقتر مشتری هدف استفاده کرد.
در واقع، اینستاگرام منبع مهمی از دادههای رفتاری و محتوایی است؛ از نوع تعامل و زمان فعالیت گرفته تا علاقهمندیها، الگوهای مصرف محتوا و کیفیت واکنشها. ترکیب این دادهها با تحلیلهای سنتی بازار باعث میشود کسبوکار بتواند بخشهایی از مشتریان را با دقت بیشتری تشخیص دهد و پیام مناسبتری برای آنها طراحی کند.
· روش آنالیتیکس و CRM
با استفاده از ابزارهایی مانند گوگلآنالیز و پلتفرمهای CRM میتوانید مسیر کاربران را تحلیل کنید و کانالهای تبدیل و صفحاتی که بیشترین نرخ تبدیل را دارند، بیابید. ترکیب دادههای فروش و دادههای سایت، تصویری دقیق از خریداران واقعی به شما خواهد داد. اگر نمیدانید سی آر ام چیست، باید بدانید فرآیندی است برای مدیریت ارتباط با مشتری و ارتقای فروش کسبوکارها.
· روش ساختن پرسونای مشتری با استفاده از دادههای دقیق
پرسونا باید شامل اطلاعات دقیق درباره رفتار، اهداف، موانع خرید و کانالهای مورد اعتماد باشد؛ نه فقط سن و جنسیت مشتری. با استفاده از پلتفرمها و رسانههای اجتماعی میتوانید بینش دقیقی از رفتار، علایق و ترجیحات مشتری خود کسب کنید و بفهمید چه کسی با کسبوکار شما در ارتباط است.
· روش جمعآوری بازخورد مستقیم مشتری
ارتباط مستقیم با مشتریان از طریق نظرسنجی، نظرات سایت و مصاحبههای تکبهتک میتواند بینش ارزشمندی در مورد او به شما دهد. انجام این کار بهصورت مداوم و فعال باعث میشود محصولات، خدمات و استراتژیهای خود را بر اساس نیاز واقعی مشتری طراحی کنید و بازخورد مثبتی از او دریافت کنید.
· روش رصدکردن استراتژی رقبا
کمپینهای تبلیغاتی، رسانههای اجتماعی و تعاملات مشتریان با رقبای خود را تحلیل کنید و خلاء و فرصتهای موجود را در بازار بشناسید تا در تاکتیکهای بازاریابی خود استفاده کنید.
مزیت بازاریابی هدفمند برای چه کسانی است؟
بازاریابی هدفمند برای بیشتر کسبوکارها کاربردی خواهد بود؛ اما بهطور خاص برای افراد و کسبوکارهای اشارهشده در ادامه استفاده میشود:
- استارتاپها با منابع محدود و هدفگیری دقیق؛
- برندهای لوکس و تخصصی برای ساختن تجربه متمایز؛
- فروشگاهها و شرکتهای فروش آنلاین با توانایی ردیابی رفتار آنلاین مشتریان؛
- کسبوکارهای B2B در فروش چرخه طولانی و قراردادهای بلندمدت.
مزیت بازاریابی هدفمند در بازاریابی کسبوکار
بزرگترین مزیت این نوع بازاریابی این است که منابع شما را برای جذب مشتریان بالقوه صرف میکند؛ اما در کنار این موضوع مزایای دیگری هم دارد.
· افزایش بازگشت سرمایه بازاریابی (ROI)
وقتی که تبلیغات شما به افرادی با احتمال خرید بیشتر نمایش داده شوند، نرخ تبدیل و بازگشت هزینه تبلیغ بیشتر خواهد شد. این یعنی هزینه تبلیغات بیثمر کاهش مییابد و بر مخاطب پرتوان سرمایهگذاری میشود.
· کاهش هزینه جذب مشتری و بهینهسازی کانالها
فرآیندهایی مانند خرید تبلیغات مبتنیبر پرسونای مشخص باعث بهبود هزینههای کسبوکار خواهند شد.
· افزایش اثربخشی پیام و ارتقای تجربه مشتری
پیامهای شخصیسازیشده نهتنها احتمال کلیک و خرید را بالا میبرند، بلکه تصویر برند و ادراک مشتری را هم شکل میدهند.
· بهینهسازی عملکرد فروش و هماهنگی بازاریابی
وقتی که سرنخهای بازاریابی باکیفیت تولید کنید، تیم فروش زمان کمتری را روی سرنخهای بیکیفیت و غیرقابل استفاده میگذارد و این موضوع، باعث کاهش طول چرخه فروش خواهد شد.
بازاریابی هدفمند یا تارگت مارکتینگ؛ جاییکه بازاریابی معنا پیدا میکند
با انتخاب درست مشتریان، نهتنها هزینهها کاهش مییابد، بلکه اثرگذاری کمپینها، نرخ تبدیل و ارزش طولانیمدت مشتری چند برابر میشود. اگر میخواهید رقابتپذیری برندتان را تضمین کنید، بهترین نقطه شروع این است که دقیقا بدانید برای چه کسی میسازید و ارائه میکنید و چرا.
وقتی کسبوکارها بازار هدف خود را شفاف میشناسند، هر تصمیمی از محصول و پیام تا کانال و بودجه، بهجای اتلاف منابع، به یک حرکت حسابشده و سودآور تبدیل میشود. تارگت مارکتینگ فقط یک تکنیک نیست؛ ستون استراتژی رشد پایدار است.
با انتخاب درست مشتریان، نهتنها هزینهها کاهش مییابد، بلکه اثرگذاری کمپینها، نرخ تبدیل و ارزش طولانیمدت مشتری چند برابر میشود. اگر میخواهید این نگاه دادهمحور را در عمل پیادهسازی کنید، استفاده از یک سیستم CRM میتواند مسیر تصمیمگیری را شفافتر کند؛ شما میتوانید با استفاده از نرم افزار سی آر ام کیان پرداز هوشمند، امکانات مدیریت و تحلیل مشتریان را در فضای واقعی کسبوکار خود بررسی کنید.
با انتخاب درست مشتریان، نهتنها هزینهها کاهش مییابد، بلکه اثرگذاری کمپینها، نرخ تبدیل و ارزش طولانیمدت مشتری چند برابر میشود. اگر میخواهید رقابتپذیری برندتان را تضمین کنید، بهترین نقطه شروع این است که دقیقا بدانید برای چه کسی میسازید و ارائه میکنید و چرا.
وقتی کسبوکارها بازار هدف خود را شفاف میشناسند، هر تصمیمی از محصول و پیام تا کانال و بودجه، بهجای اتلاف منابع، به یک حرکت حسابشده و سودآور تبدیل میشود. تارگت مارکتینگ فقط یک تکنیک نیست؛ ستون استراتژی رشد پایدار است.
با انتخاب درست مشتریان، نهتنها هزینهها کاهش مییابد، بلکه اثرگذاری کمپینها، نرخ تبدیل و ارزش طولانیمدت مشتری چند برابر میشود. اگر میخواهید این نگاه دادهمحور را در عمل پیادهسازی کنید، استفاده از یک سیستم CRM میتواند مسیر تصمیمگیری را شفافتر کند؛ شما میتوانید با استفاده از نرم افزار مایکروسافت داینامیک 365 کیان پرداز هوشمند، امکانات مدیریت و تحلیل مشتریان را در فضای واقعی کسبوکار خود بررسی کنید.




